علی (ص) در سرزمین عجایب
AliS in Wonderland




Monday, June 13, 2005

٭
سلام

نمی‌دونم که حافظه‌ام خراب شده یا همیشه همینطور بودم و دقت نمی‌کردم. من از ۲ خرداد هیچی یادم نمیاد. فقط یه خوشحالی گنگ تو ذهنم باقی مونده. خیلی وقتا می‌شنوم که اتفاقات مهم تو زندگی یه جورایی تو حافظه آدم ثبت می‌شه و تک تک لحظاتش رو از یاد نمی‌بریم. شاید اون روز تو ذهنم نمونده به خاطر اینکه اون موقع نفهمیدم که چه کار بزرگی رو انجام دادم. تنها چیزی که برام از اون روز مونده یه حس غرور از نوشتن یه اسم رو یه تکه کاغذ در ده ونک-تهران است. خوشحالم از کاری که کردم و بهش افتخار می‌کنم. الان ۸ سال بزرگتر شدم و احساس می‌کنم بیشتر می‌فهمم. دوست دارم ۸ سال دیگه برگردم به جمعه‌ این هفته نگاه کنم و باز احساس افتخار کنم از اسمی که رو یه تکه کاغذ خواهم نوشتم در منهتن-نیویورک. نمی‌دونم ۸ سال دیگه کجا خواهم بود اما دوست دارم ۸ سال دیگه بگم من به رویای قشنگی که برای آینده تصویر می‌کردم رای دادم. می‌دونم نه ۸ سال پیش شروع این آینده بوده و نه ۸ سال دیگه پایانش. من می‌رم اما دوست دارم هر موقع بر‌می‌گردم به زندگی نگاه می‌کنم به این افتخار کنم که از این رویای قشنگ دست نکشیدم و بدونم روزی که این رویا به حقیقت می‌پیونده چه من باشم چه من نباشم نقش خودم رو درست انجام دادم. بدونم یه دونه از آجرهایی که اونو ساخته یه تکه کاغذ من بوده. می‌رم رای می‌دم به اون چون می‌خواد کارایی رو بکنه که کمک می‌کنه به ساختن آینده‌ای که من دوست دارم و این دفعه سعی می‌کنم بیشتر از ۸ سال پیش کمک کنم. قول می‌دم.

علی

پ.ن. ای کاش رئیس‌جمهور وبلاگ می‌خوند دوست داشتم بهش بگم:‌ شرمنده محمد خاتمی هم هستم که در ۸ سال گذشته خیلی کمکش نکردم.

---------
جواب کامنت:

۱- شاهین من کی گفتم که نمی‌دونم به کی رای می‌دم؟ اه بابا حرف تو دهن ما می‌گذاری‌ها.


........................................................................................

Home
Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons License.