| علی (ص) در سرزمین عجایب |
| AliS in Wonderland |
فرستادن
نظرات
وبلاگ های خوندنی وبلاگ هادر پنجره جدید باز می شوند: Weblogs open in new windows: جاهایی که درس خوندم یا می خونم دانشگاه کلمبیا دانشگاه صنعتی شریف دبیرستان البرز یازده نامه اول سفرنامه من نامه شماره ۱ نامه شماره ۲ نامه شماره ۳ نامه شماره ۴ نامه شماره ۵ نامه شماره ۶ نامه شماره ۷ نامه شماره ۸ نامه شماره ۹ نامه شماره ۱۰ نامه شماره ۱۱ |
Saturday, September 25, 2004
٭ چند روزه میخواستم این شعر رو اینجا بنویسم اما وقت نمیشد آخه پسر عمهام چند روز پیشم بود که خیلی خوش گذشت جاتون خالی. (دروغ هم چرا از یه جای شعر به بعد هم هر چی فکر میکردم یادم نمیومد!):
........................................................................................به خدا کز غم عشقت نگریزم، نگریزم و گر از من طلبی جان نستیزم، نستیزم قدحی دارم بر کف، به خدا تا تو نیایی هله، تا روز قیامت، نه بنوشم، نه بریزم سحرم روی چو ماهت، شب من زلف سیاهت به خدا بیرخ و زلفت، نه بخسپم، نه بخیزم زجلال تو جلیلم، ز دلال تو دلیلم که من از نسل خلیلم که درین آتش تیزم بده آن آب ز کوزه که نه عشقیست دو روزه چو نمازست و چو روزه غم تو واجب و ملزم به خدا شاخ درختی که ندارد ز تو بختی اگرش آب دهدیم شود او کنده هیزم بپر ای دل، سوی بالا بپر و قوت مولا که در آن صدر معلا چو توئی نیست ملازم همگان وقت بلاها بستایند خدا را تو شب و روز مهیا چو فلک جازم و حازم صفت مفخر تبریز نگویم به تمامت چه کنم، رشک نخواهد که من غالیه بیزم -مولوی علی ۱- چشم آقا بيژن شما امر کنید. ۲- شاهین یه چیز تو همون مایهها که گفتی. ۳- ممنون مامان نيلو ولی بابا شما کانادایی هستین باید بیاین پیش ما ما که اینجا گیریم! ۴- بهار جان تو منم تو همین فکر بودم. خلاصه خیلی مشکوک میزدیم به خیر گذشت. این ۹ ماه هم اگه بگذره که عالی میشه میام ایران حسابی کیف میکنم. این سال اول که خیلی زود گذشت. ۵- ممنون آزاده خانم. ایشاالله هر دوش درست میشه. ۶- بابا کیوان جان تو دلم واسه همون خبری که میگی نیست تنگ شده :) ۷- پریسا لهجه رو سانسور نکردم یادم نبود جان تو. بعدشم در مورد علامتها که الحق راست گفتی ۸- امیر خجالت بکش پسر :) ما که تند تند دارم آپدیت میکنم. ۴ روز امتحان داشتم حالا هی گیر بده. نوشته شده در ساعت 10:47 AM
|
